سلتی به وسعت تمامی بنده های (پرنده های) دشت های وسیع دشتی |
اوسا کم رئیس خم گهپی دلاکه
ام اوسارم بوروند ام خم ولاکه
سی محض خاطر دل هر گوییم خووه
خوتدم مث خر تو خحکام پلپلاکه
برم چسد یک رو هل محلم هونه
محلش ام ننا ریم ام ولاکه
حلا ویسم برش یا دیرشاوم
تو هیم فکرا بویم ام دل دلاکه
سی دل ام گو:د بووسن هر گوییت خووه
مسیم زت سر دلم ام عاکلاکه
اوسا=وقتی که
کم:که+ام=میخواستم
اوسار=افسار
بوروند=انداختم
خوتدم=خوابیدم
چسد:به کسر چ =نشست
هونه=بگذار
دیرشاوم:دیرش+واووم=از او دور شوم
مسیم زت:مشتی زدم
ویک دوبیتی...
بیو یا اش هومن یا اش ولاکو
بگی اش هوخوتو ریش پلپلاکو
بیو جون نه!بیو تا اش نکشسم
بیو ئی دل گنر مو عاکلاکو
هومن(هوون)=ببند
ولاکو:ول+هاکو=ول کن
هوخوتو=بخوابان
پلپاکو:پل+پل+هاکو=غلط بزن
عاکلاکو=عاکل+هاکو= عاقل کن
خورتم هن که مو حالم نخووشن
تریکن روزم و بتر دووشن
حورتم هن چشام شو روز میووارت
از او روزی که نندی سر کرارت
خورتم هن که هر کی پس سر مو
گپی میزند گپی میزند بر مو
خورتم هن رفیکام شی مو شو نی
حلا تو جعم خوشو دی جی مو شو نی
خورتم هن تو شهر هر چه حصارن
نم مو و نم تو ریش دیارن
خورتم هن چه کد تنگن دلم سیت
حلا ایلن میگن او هل تو نامیت
خورتم هن که هیچو خوو نووایشم
شووا همش مو تو فکر تو ووایشم
تو ای از ئی چیا همه خورتن
ولی هنزا کیف اندت نگرتن
خور سی تو هنی سی مو عزیزی
ولو شی دس خت خووینم بریزی
خور سی تو هنی دوست میارم
شووا سیلم تو ماه تا صب بویارم
خورتم هن= خبر هم داری
نخووشن=نا خوش است(خوب نیست)
تریکن=تاریک است
بتر=بدتر
دووشن=دیشب است
می ووارت=می بارد
نندی= نه+ اندی =نه آمدی(نیامدی)
پس=پشت
پس سر مو=پشت سر من
گپی=گپ+ی (حرفی)
گپی=به کسر پ= حرفی دیگر
حلا=حالا
شی مو اشو نی=با من (به من میلی ندارند)
جعم=جمع
خوشو=خودشان
دی=اینجا به معنی دیگر
جی مو اشو نی=جای من را ندارند
نم مو=به کسر نون (نام من)
ریش=بر رویش
دیارن= دیار است (پیدا است)
ایلن=عدل است
هل=به کسر ه ( سمت و سو )
نامیت=نه می آید
هیچو=هیچ+و (هرگز )
خوو=خواب
نووایشم= نه +ووا+میشوم (نه میروم)
شووا=شوو+ ا (شب ها)
ای = اینجا به معنی اگر
هنزا=به کسر ه( هنوز ها)=تا هنوز
اندت=اندن+ت (آمدن تو ) آمدنت
نگرتن=نگرفته است
خور سی تو=خبر برای تو
هنی=به کسر ه (هنوز )
ولو= ولو اینکه
شی دس خت = با دست خودت
خووینم= خووین+ام (خونم)
میارم= می آورم
سیلم=سیل +م (نگاهم)
صب= صبح
بویار= بیدار
سی چه؟
سیچه ها سیچه؟
سیچه؟
یکی سی مو بوگوت سیچه؟
س
ی
چ
ه ؟
از ای که دیر به دیر آپ وامبم ام بوخشی.
جمزش یه شعر تازه ام نین.
امید که مورد طبع دشتی دوستان و دشتیاتی های عزیز واقع شود.
همه تو فکرسم یک شو نخووتسم
دووهتک سیچه اش تو ذهنی زتسم
دووهتک جهلن و سیلم نمی کوند
محلم نیم نت و میلم نمی کوند
دووهتک آبروم اش برد تو مردم
نمی شانم دی تو مردم بگردم
مو که همه ی جا بل تعریفش ام که
و هر که اش بدش گو جیفش ام که
دی اووکاتش سیچه سیم تهل میکوند
چطو سی مو که ووایی جهل می کوند
چطو شی هر کسی شو روز مارت
ولی سی مو که ووایی موز مارت
همه تو فکرسم یک شو نخووتسم
که آخا سیچه اش تو ذهنی زتسم!؟
نخووتسم = نخوابیده ام
دووهتک = دخترک
جهلن = قهر است
جیف = کسی رو دعوا کردن
اووکات تهلی = تلخ رویی و ترش رویی کردن
موز = گریه ی همراه با بهانه آوردن
گريخم كه گريخم كه شو و روز
همش موزم اوورد موزم اوورد موز
كه سيچش وواشتسم تهنا و رفتن
زهرش گپ ميلس زهنا نرفتن
دووش يه پچ پچي تو پيرزنا بي
كه از اول فلاني خوش گنا بي
پلاوردش ميكه همي جا مي گشت
مي رفت صحرا تو باخ، اصلن نوواي گشت
هميشه تو بوياري خووش ميدي
همه نصف شووي افتوش ميدي
كچكيش هم بوواش چن مرتووش زت
همه خويناشلو لارش و خط خط
اصلن راسش مي فهمي چن دووهتك؟
كچكيم مو گنا بدسم تو مهتك
از او روزي كه ديم اش مو كري كه
خداوند اش مو آشك تو پري كه
كچكيم دي كجام گو بووا كجام گو
اوول اسم تو ام گو بعي ونام گو
خا نه همه مي گن كه مو گناسم
خا نه همه مو گپ ميلس زناسم
سي خاطر تون كه مو همه گناسم
همه ي پرتي مي گم و بي حياسم
سي خاطر تون كه مو رسوي ولاتم
تو ذكرم كه، كه تركم كه صلاتم
سي خاطر تو مو تش گرتم برشتم
سي خاطر مو هونه سر ري بلشتم
سي خاطر تو ميم همش مو كوهخت
سي خاطر مو ،يه شو هم بر مو هوخت
تي چش ديم گشتم و بووام اش نميتم
برشم اش ني كاكام اش نميتم
مو اي بشنم كسي دمتن مثه خم
همه تش واميسون لارم مي پسخم
موز - بر وزن روز:گریه همراه با بهانه کردن
پلاورده:هزيان
بوياري:بيداري
چن مرتووه: چند مرتبه
خووين اشلو:خون آلود
لارش: بدنش
گنا-به کسر گ: دیوانه و مجنون
وواوسم: شده ام
كري :ساختن و ايجاد كردن و اينجا به معني به دنيا آوردن
بعي - بر وزن سعي:بعد
خا نه: خوب نه اینکه
هونه- بر وزن خونه : بگذار
هوخت- بر وزن موكت: بخواب
تي چش ديم گشتم: از اصطلاحات دشتیاتی و به معنی :از چشم مادرم افتادم
برشم اش ني:از اصطلاحات دشتیاتی:ميلي به من ندارد و متنفر است
تش وواميسون: آتش مي گيرد
مي پسخت:برشته مي شود
مو شی سجده و ای مردم بدم میت
همی چی اش ز واپیچی ای ضیفه
مو شی حوا مو شی گندم بدم میت
مو=(mo) من
شی=(shay) در اینجا به معنی از- شی تو :از تو- مو شی تو= من از تو -با و همراه نیز معنی میدهد.
میت=(mit) در اینجا می آید- بدم میت :بدم می آید
و=(wo) در اینجا به
همی چی=(hamey chi) همه ی چیزها
اش ز=(esh ze) زدش- در گویش دشتی{ مانند زبان ساسانی} شناسه اول فعل به کار برده میشود.
واپیچی=(wa pi chi) در اینجا یعنی به هم ریخت-از بین برد و خراب کرد نیز معنی میدهد
عید الفطر سعید
کل عام و انتم بألف و بخیر .
اتمنی لکم السعادة و سلامة. افضل التمنیات.
مچک بسن دلم یخ مث تخرگم
نفس اندن حلا ری تیک چنگم
خولهچه واوسم شی بار دنیا
کسی کارم نیارت تا بمرگم
خولهچه=(kholah cheh)خرد و خراب
سلام دشتیاتی ها
سلام روزه دارا! سلام نماز خونا! نماز روزه یاتو کوول.
چن رو پیش ، ۹شهریور ،روز درگذشت فرهاد مهراد خواننده و آهنگ ساز، بی.
خدا رحمتش هاکوند.
از صدا افتاده تار و کمونچه
مرده می برن کوچه به کوچه
یا
داره از ابر سیاه خون می چکه
جمعه هاخون جای بارون می چکه
استاد محمدرضا شفیعی کدکنی هم چن رو پیش سی تدریس اش وواسا رفت امریکا کسی هم اش نگو خو یا گنه!!
سفرت به خیر اما
تو و دوستی خدا را
چو از این کویر وحشت
به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را.
هر چی ام که ام نشایی تی خم وواگرم و ای پستکو ننویسم.
اشو همه چی واپیچوندنا!!!
اشو دل استاد هم به درد اوورد.
و استاد هم دفیه اش نشو دا که سیچه استادن.
زمستان است و همه ی خاطراتش.....
و ایسا هم.(تفنگت را زمین بگذار)
شعری از فریدون مشیری.
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.
تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...
بازم شرمنده و بووخشی ام نشایی که ای ننیسم.
روزه دارا.
خدا بیامرزت همه ی گپترا که شناسنامه ی ما هسن.
و خدا بیامرزت باپیرم خولوم حسین زارمطفر. مثله ی خویی اش میگو. ای هم یکی از مثله یی که سیمش گوته بی.
یه مرتووه یه مردک مسافری تو یکی از ولاته ی مسلمونا داخل که. تشنی گشنی هلاک بی.
در هوشی درش زت طلو اوو اش که دمش جسین اشو ندا. ر یه جی دی طلو خوراک اش که اینجا هم چی گیرش نمت.مطلو که ای آیم هرجا طلو چی خووردنی یا وواخووردنی گشت چی گیرش نمت که نمت.
پیرمردی تیش وایی و اش پرسش کرد :عامو ای ولات شما چه خوورن کهتی زتن چن که هیچ گیر نمیت کسی خوراکی چی امو نمیت؟
پیرمردش جوواو ش دا که ای خونت آواد خالو نه ایسا ماه مبارک رمضان هن و اش توضیح دا که روزه چن وچطورن.
گذشت.و گذشت تا یه مدتی دی یک رو مردک دفیه تو هوم ولات داخل کرد تا اههههی هه!!!!!!!
همه جا پاتیل ری چاله نین همه جا خوراک مین چی مین و مرتب مردم گیر خوورده و وواخوورده هسن.
از کضا دفیه هوم پیرمرد تیش ووایی.پرسش که خالو نه ای دهفه چن چه خوورن تو ای ولات؟
پیرمرد جوواو شادا که : ای خونت آواد نه تو مال کویاسی خالو که نی فهمی؟ نه ایسا ماه محرم الحرامن و سیش اش گو که ماه محرم چن و چطورن.
مسافر کمی پس سرش اش کروند و اش گو که : باپیر یچی میگم بیت نیتا!؟
{ ای مبارکن همنی مبارکن ای حرامن ونی حرامن }
از همه کوول بشت
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|